کشیدن بردنم یه جای خلوتی
گفتن به نژاد والای سفید ایمون داری؟
گفتم ارباب جون اگه راستشو بخواین
همینقدر که ولم کنین حاضرم به هرچی که صلاح بدونین ایمون بیارم
مرد سفید در اومد که؛
آخه پسر چه جوری همچین چیزی ممکنه
ولت کنم که بزنی منو بکشی؟
اونوقت زدن تو سرم و انداختنم رو زمین
بعد رو خاکا حسابی لگدمالم کردن
یکیشون با لاف و گزاف گفت:
کاکا راست تو چشام نگا کن و بهم بگو که
به نژاد شریف ما ایمون داری